السيد الخميني

672

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

خداوند متحرك بود ؟ " فرمود : " خداوند برتر است از اين ؛ همانا حركت صفت حادثى است به ايجاد . " گفت گفتم : " پس هميشه خدا متكلم بوده ؟ " فرمود : " كلام صفت حادثى است كه ازلى نيست ؛ بود خداوند عزّ وجلّ و حال آن‌كه متكلم نبود " » . شرح : قوله : « لم يزل الله عز و جل ربنا » به حسب ظاهر ربنا خبر « زال » است ، و جملهء : « والعلم ذاته » حال براى آن است ؛ ولى به حسب معنى سليس نيايد و مقصود حاصل نشود ؛ زيرا كه مقصود اثبات ازليت ربوبيت نيست ، بلكه اثبات ازليت علم است قبل از معلوم . و توان گفت از مجموع اين تركيب استفادهء مقصود مىشود . و محتمل است كه « رَبُّنا » مرفوع باشد و تابع اسم « زالَ » باشد و خبر محذوف باشد ، و جمله « والعلم ذاته » دلالت بر آن مىكند ، تقدير چنين شود : لَم يَزَلِ اللَّه رَبُّنا عالِماً وَالْعِلْمُ ذاتُهُ . و محتمل است « زالَ » تامّه باشد و به مرفوع اكتفا كند ؛ و بنا [ بر اين ] « زالَ ، يَزولُ » مىباشد ، نه « زالَ ، يَزالُ » ، كه ماضى « يَزال » ناقص است دائماً ، به خلاف « يَزولُ » كه تامّ است دائماً . قوله : « وكان المعلوم » « كان » تامّه است در اين‌جا . يعنى ، چون ايجاد كرد اشياء را و معلومْ موجود شد . قوله : « محدثة بالفعل » محتمل است « بالفعل » مقابل « بالقوّة » باشد ، و بالجمله معنى مصدرى باشد ؛ يعنى ، صفتى كه به ايجاد حاصل شود صفت حق نتواند بود . و در اين حديث مباحث شريفه‌اى است كه به مناسبت مقام بعضى از آن را مذكور مىداريم . فصل در بيان عينيت صفات حق با ذات است بدان‌كه در اين حديث شريف اشاره به عينيت ذات مقدس حق با صفات كماليهء حقيقيه فرموده ، مثل علم و قدرت و سمع و بصر . و اين يكى از مباحث مهمّه‌اى است كه تفصيل آن خارج از طور اين رساله است . و ما اشاره به مذهب حق مطابق برهان متين حكما و طريقهء اهل معرفت مىنماييم .